برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
ناراحت میشم به اون چه. یک چشم غره ی عجیب بهم میره و به پسرعمم اشاره میکنه! نگام میره سمت پسرعمم زل زده بهم به مانتو کنار رفتَم! عصبی میشم آمپر میچسبونم با انزجار تو چشمای به اصطلاح پسرعمه نگاه میکنم و کیفمو میذارم رو پام!دستشو میگیرم شرمنده نگاش میکنم بهم میخنده و میگه پاشو بریم بلند میشم و دستشو میگیرم و از جلو چشمای پسرعمم دوتایی رد میشیم
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
جفت کنکورارو افتادم دانشـکده مُردگان دانشکـده ی عـــــلوم
هـعی
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
خدایا تا شب حالم خوب باشه بعدش مُردمم مهم نی
تو دلم انگار یک نفری داره بریک میزنه همچی میپیچه که دارم دیوونه میشم فکر کنم نتیجه آلبالو و سالاد الویه های دیشبه
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان

پس چرا الان استاد زده فردا صبح امتحان برگزار میشود نکنه منظورش از سیزدهم سیزهمین روز امتحانا بوده
خدایا خودت ظهور کن خسته شدم
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان
برچسب:
نویسنده: نگین حیدریان